علم و دانش

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 15:31  توسط حمیدرضا مهری  | 

 

                           یک متن انگلیسی در مورد تاریخچه قطارها

James Watt, a Scottish inventor and mechanical engineer, was responsible for improvements to the steam engine of Thomas New com, hitherto used to pump water out of mines. Watt developed a reciprocating engine, capable of powering a wheel. Although the Watt engine powered cotton mills and a variety of machinery, it was a large stationary engine. It could not be otherwise; the state of boiler technology necessitated the use of low pressure steam acting upon a vacuum in the cylinder, and this mode of operation needed a separate condenser and an air pump. Nevertheless, as the construction of boilers improved, he investigated the use of high pressure steam acting directly upon a piston. This raised the possibility of a smaller engine, that might be used to power a vehicle, and he actually patented a design for a steam locomotive in 1784. His employee William Murdoch produced a working model of a self propelled steam carriage in that years

A replica of Trevithick's engine at the National Waterfront Museum, Swansea

The first working model of a steam rail locomotive was designed and constructed by John Fitch in the United States in 1794  The first full scale working railway steam locomotive was built in the United Kingdom in 1804 by Richard Trevithick, an English engineer born in Cornwall. (The story goes that it was constructed to satisfy a bet by Samuel Homfray, the local iron master.) This used high pressure steam to drive the engine by one power stroke. (The transmission system employed a large fly-wheel to even out the action of the piston rod.) On 21 February 1804 the world's first railway journey took place as Trevithick's unnamed steam locomotive hauled a train along the tramway of the Penydarren ironworks, near Merthyr Tydfil in South Wales.[19][20] Trevithick later demonstrated a locomotive operating upon a piece of circular rail track in Bloomsbury, London, the "Catch-Me-

Who-Can", but never got beyond the experimental stage with railway locomotives, not least because his engines were too heavy for the cast-iron plate way track then in use. Despite his inventive talents, Richard Trevithick died in poverty, with his achievement being largely unrecognized.

 

 

 

 

The impact of the Napoleonic Wars resulted in (amongst other things) a dramatic rise in the price of fodder. This was the imperative that made the locomotive an economic proposition, if it could be perfected.

The first commercially successful steam locomotive was Matthew Murray's rack locomotive Salamanca built for the narrow gauge Middleton Railway in 1812. This twin cylinder locomotive was not heavy enough to break the edge-rails track, and solved the problem of adhesion by a cog-wheel utilising teeth cast on the side of one of the rails. It was the first rack railway.

This was followed in 1813 by the Puffing Billy built by Christopher Blackett and William Hedley for the lam Colliery Railway, the first successful locomotive running by adhesion only. This was accomplished by the distribution of weight by a number of wheels. Puffing Billy is now on display in the Science Museum in London, the oldest locomotive in existence.

In 1814 George Stephenson, inspired by the early locomotives of Trevithick, Murray and Hedley, persuaded the manager of the Killingworth colliery where he worked to allow him to build a steam-powered machine. He built the Blücher, one of the first successful flanged-wheel adhesion locomotives. Stephenson played a pivotal role in the development and widespread adoption of the steam locomotive. His designs considerably improved on the work of the earlier pioneers. In 1825 he built the Locomotion for the Stockton and Darlington Railway, north east England, which was the first public steam railway in the world. Such success led to Stephenson establishing his company as the pre-eminent builder of steam locomotives used on railways in the United Kingdom, United States and much of Europe.[


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1391ساعت 11:55  توسط حمیدرضا مهری  | 

 

!پ ن پ جدید!

دستم رو گذاشتم رو کلید کولر....میگه گرمته؟!!!...
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سردمه جهت خود آزاری میخوام کولر رو روشن کنم!!

بعد 5 دقیقه که دستمو جلوی استاد بلند کردم ازم مسپرسه شما سوال دارید ؟
 پـَـَـ نــه پـَـَــــ سوسک هستمو یکی از شاخک هام سالمه فقط!!

به اپراتور اداره ميگم لطفا شماره فلاني رو برام بگير .
ميگه گرفتم وصل کنم؟
گفتم پَ نه پَ فوت کن , قطع کن!!

خواهرزادم میگه اگه شنا بلد نباشم تو دریا غرق میشم میمیرم?
پ نه پ یه مدتی میری تو دهنه یه نهنگ
وقتی متنبه شدی میاره تحویلت میده به خونواده ات!!

مختارنامه شروع شده نيم ساعت از تيتراژ اولش گذشته بابام ميگه ا ا ا ا مختار نامـَس ؟
 پـَـَـ نــه پـَـَــــ «کريس انجل مايند فريکس در گذر زمانه» ، تو اين قسمت رفته کربلا سربازای ارتش يزيدو تبديل به دمپايی روفرشی کنه بياد !

دوستم تو ماشین هی وول میخوره. بهش میگم چته؟ میگه دستشویی دارم. میگم میخوای یه جا وایسم؟
 میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه اینورو بده پایین روتم بکن اونور!


رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!



داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم!!

رفتیم رستوران، میگم 2تا جوجه لطفا. میگه جوجه کباب؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز!!

دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟
میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم!!


سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده میشی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!


رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!



کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.



تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ من می‌خوام لیس بزنم !



رفیقم شمارمو می خواست، گفتم: یادداشت کن 0932
گفت : تالیا داری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد


رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!


با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف 40 متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم


رفتم نوشابه بخرم به یارو میگم اینکه تاریخش مال دو سال پیشه. میگه : یعنی فاسد شده ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مونده جا افتاده


دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم. بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم


تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال


به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یكم سریعتر. الان هواپیما میپره...
میگه، به سلامتی مسافرین؟...
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فندك هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش

رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه


رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه


رفتم سم بخرم واسه سوسك، یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام شكنجش كنم ازش اعتراف بگیرم!!!


دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون،
اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!



زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام، بقیش هم آدامس بدین!


به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم


یارو اومده می‌بینه همكارم توی اتاق نیست. باز می‌پرسه خانم فلانی نیست؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ هستن. افتادن پشت اون كمد. با خط‌كش بزن در بیاد


مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن


حواسم نبود با صورت رفتم تو در. یارو میگه ندیدیش؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ من داركوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز كنم برم تو


رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از 10 دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای واسم دعا بنویس تا خوب بشم!!!


زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن ... میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران


حدود ۳ صبح بود رفتم سر یخچال پارچ آب رو برداشتم آب بخورم.
دوستم بلند شده میگه می‌خوای آب بخوری ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم می‌خوام بهشون آب بدم



با گل رفتم بیمارستان. نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات...


رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یارو گفت : راحت باشه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خار داشته باشه.


یه طوطی گرفتم. فامیلمون اومده میگه طوطیه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم


داشتم تلویزیون میدیدم.
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!


رفتم واسه استخدام. یارو میگه اومدی واسه استخدام؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!


دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم.
میگه شما سوال داری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری ...


برنامه آشپزی تلویزیون:
خانم آشپز: حالا سینه مونو میزاریم گرم بشه.
شجاعی مهر: منظورتون سینه مرغه؟
خانم آشپز: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام سینه خودمو گرم کنم!!

با دوستام رفته بودیم کوه یه جا که مستقرشدیم آتش درست کردیم چایی ردیف کنیم رفیقم گفت:ایول آتش درست کردید چایی کوهی بخوریم
پـَـَـ نــه پـَـَـــ آتش درست کردیم به سرخپوستای پشته کوه علامت بدیم واسمون شارژ ایرانسل بفرستند!!

تو خیابون یارو شلوارش آتیش گرفته بود داشت مثل فرفره می دویید، دوستم میگه:یعنی آتیش گرفته؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ایشون زغاله تو کبابی کار میکنه ، دیرش شده داره عجله میکنه کارشو از دست نده...

میپرسه چه رشته خوندی ، میگم نرم افزار ، میگه کامپیوتر دیگه! پــَ نـَ پــَ آب دهی جلبکا دریایی...

مامان بزرگم از رو تخت افتاده کمرش داغون شده ساعت 1 شب بردیمش بیمارستان دکتر کیشیک دست زده به کمرش می گه درد داره؟؟
میگم پ نه پ قر تو کمرش فراووووووووونننننن آوردم یکمشو برات خرج کنه!!

سالها پیش تو ایران، پلیس راهنمایی‌ رانندگی‌ به خاطر تیک آف کشیدن متوقفم کرد ، افسره میگه : راننده خودرو شما هستین؟
پ نه پ. من دیدم این ماشین سرکش داره تیک آف میکشه پریدم پشتش رامش کنم که شما رسیدین، ممنون از زحماتتون!!

داشتم لباس پرو می کردم لباسه برام کوچیک بود به فروشندهه گفتم یه شماره بزرگترشو دارید؟میگه براتون کوچیک بود!!
پـَـَـ نــه پـَـَــ اندازه م بود نمی تونم از اتاق پرو دل بکنم!!

آبادانيه يه بليط داد سواره اتوبوس شد،يارو رانندهه گفت اقا اينکه بليط ابادانه!!
 طرف گفت : پـــ نـــه پــــــ ,وووولک کا ميخواستى بليط اهواز بت بٍدم،توجه کن روش نوشته ابادان و حومه...


از سایت 4
shared می خواستم یه فایل دانلود کنم .560 ثانیه صبر کردم بعد پیغام داده ،می خوای دانلود کنی ؟
 می گم پ ن پ خیلی حال داد یه بار دیگه بشمار من باز برم قایم شم .نیایا ...


رفتم درمونگا آمپول بزنم يارو پرستاره ميگه آروم بزنم؟
ميگم پـَـَـ نــه پـَـَـــ هرچي قدرت داري بده به بازو هات بزن بتركون بزار پولي كه در مياري حلال باشه..


رفتم مسجد به اخونده میگم حاج اقا یه سوال جنسی داشتم
میگه منظورت در مورد جنس مخالف و این حرفاس ؟؟؟
پ نه پ میخواستم ببینم جنس اباتون چیه ، اگه خوشم اومد برم آتلیه باش اکس بگیرم!!


به بقاله مي گم هزاري بهتر از اين نداري؟ ميگه پاره‌ س؟
پ نه پ امام توش خوب نيفتاده!!


به مغازه داره میگم:آقا گلاب دارین؟میگه واسه خودتون میخوای؟
میگم: پـَـــ نــه پـَـــ خواستم قبلش بریزم صورتت بگم گلاب به روتون دستشویی دارم !!


دو نفر تو خیابون دعواشون میشه ، پلیس از اونجا رد میشه میگه مشکلی پیش اومده ؟
پــَـ نه پـــَــ میخواستیم شما رو امتحان کنیم ببینیم به دعوا هم رسیدگی می کنید یا فقط ماهواره جمع میکنید!!


موسی فریاد زد عصایم را بیاورید.
فرعون وحشت‌زده پرسید می‌خواهی عصا را به اژدها تبدیل کنی؟
موسی گفت : پ.ن.پ. می‌خوام برم خونه. ببخشید دیگه، خیلی زحمت دادیم!!

 نظر یادتون نره ها!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 12:30  توسط حمیدرضا مهری  | 

سلام به شما خواننده های عزیز دل من!!! خوب هستین؟ چکار می کنید؟ آخ بدو بدو بیا که مطلب تازه آوردم به به به! آقا شما اصلاَ تا حالا اسم ماشین دروغ یاب رو شنیدید؟ها؟ پس آقا قلیون رو چاق کنید سفره رو پهن کنید کله پاچه رو روبراه  کنید که میخوام براتون بگم که ماشین دروغ یاب چیه!بعله در یک روزی روزگاری یک آقایی بود به نام جیمز لارسون این آقای جیمز لارسون یک ماشینی ساخت به نام ماشین دروغیاب.ایندستگاه میتونست دروغگویی یک شخص رو نشون بده چون که وقتی یکی دروغ میگه یه تغییراتی توی بدنش ایجاد میشه مثلاَ ضربان قلبش بالا میره،به طرز فجیعی عرق میکنه،حتی امکان داره که شماره یکش هم بریزه و... . دروغیاب میتونست همه این تغییرات رو کشف کنه و اونهارو ثبت کنه.تا همین ده پونزده سال پیش دروغ یاب یاور همیشگی آقا پلیسه بود آقا پلیسه الکترود های دستگاه رو میچسبوند به بدن آقا دزده وازش سوال هایی میکرد در بین همین سوال ها دستگاه مو به مو تغییرات بدنش رو ثبت میکرد.البته مهارت شخص بازپرس هم اهمیت داشت.اما در بین این قضایای دهن از خلافکار سرویس کردن یه مشکلی پیش اومد!     بعضی از این خلافکارهای ... فهمیدن که قضیه ماشین دروغ یاب چیه واز اون به بعد هر موقع اونا رو به دستگاه دروغیاب وصل میکردند اون خلافکارهای...تغییرات بدنشون رو قایم میکردند واز اون به بعد دیگه آقا پلیسه با دستگاه دروغ یاب خ د ا ح ا ف ظ ی کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 18:1  توسط حمیدرضا مهری  | 

سلام!خوبید؟ترو خدا تروخدا منو ببخشید که گذاشتن مطالب انقدر طول کشید

موضوع سوم این بارمون چند تا اصطلاح انگلیسی با معنی هاشون مثلاً:

TO KILL TWO HARES

با یه تیر دو نشون زدن

IT AMBIGUOUSLY

خیلی مبهم ونامعلوم است باید صبر کرد

TO BEST AGAINST THE ICE LIKE A FISH

نرود میخ آهنی در سنگ

TO BE AFRAID OF ONES OWN SHADOW

طرف از سایه خودشم میترسه

HAMMER AND THE ANVIL

رو لبه ی تیغ راه رفتن

UNDER WIFE SHOE

زن ذلیل

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 22:35  توسط حمیدرضا مهری  | 

در موردهر موضوعی که اطلاعات میخواید درون قسمت نظردهی بنویسید تا من در مورد اون موضوع براتون بنویسم
+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 15:52  توسط حمیدرضا مهری  | 

سلام ممنونم که برای پیدا کردن موضوعات مختلف علمیتون  این وبسایت رو انتخاب کردید

توی این وبسایت هر هفته دو تا موضوع جالب و سرگرم کننده میذارم امیدوارم که هرهفته به این وبلاگ

بیایدو موضوعات جدیدمون رو بخونید 

این وبلاگ برای شما دوست داران علم ودانش ساخته شده تااطلاعات جدیدی به دست بیارین و

بتونید این اطلاعات رو به دیگران هم بدید

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 14:34  توسط حمیدرضا مهری  |